باران...

دمش گرم
...
باران را میگویم.
به شانه ام زد وگفت:خسته شدی ؟
امروز
را تو استراحت کن...
من به جایت می بارم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:2 توسط آیدا وباراد
|
سلام.آیداهستم واین وبلاگو واسه عزیزم بارادساختم تابتونم یه قسمتی ازعلاقمو تواین وبلاگ بگنجونم وبه باراد عزیزم تقدیم کنم...